سفارش تبلیغ
بزرگترین تونل شهری

   1   2   3      >

واژه ها را باید شست...

من نمی دانم که چرا می گویند : اسب حیوان نجیبی است کبوتر زیباست 
و چرا در قفس هیچ کسی کرکس نیست

گل شبدر چه کم از لاله قرمز دارد

چشم ها را باید شست جور دیگر باید دید

واژه ها را باید شست
...

...
سهراب سپهری ...



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در چهارشنبه 27/2/91 ساعت 1:0 عصر |


اخلاق..

اگر مرد یا زن داراى "اخلاق" باشند، پس مساوى هستند با عدد یک=1
اگر داراى "زیبایى" نیز باشند، یک صفر جلوى عدد یک مى گذاریم=
10
اگر "پول" هم داشته باشند دوتا صفر جلوى عدد یک مى گذاریم=
100
اگر داراى "اصل و نسَب" هم باشند، آنگاه سه تا صفر جلوى عدد یک مى گذاریم=
1000
ولى اگر زمانى عدد یک رفت :::اخلاق:::
چیزى به جز صفر باقى نمى ماند و صفر هم به تنهایى هیچ نیست.....



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در چهارشنبه 27/2/91 ساعت 12:56 عصر |


پاسخ دکتر حسابی .. ..

یکی از دانشجویان دکتر حسابی به ایشان گفت :
شما سه ترم است که مرا از این درس می اندازید. من که نمی خواهم موشک هوا کنم . می خواهم در روستایمان معلم شوم .
دکتر جواب داد : تو اگر نخواهی موشک هواکنی و فقط بخواهی معلم شوی قبول ، ولی تو نمی توانی به من تضمین بدهی که یکی از شاگردان تو در روستا ، نخواهد موشک هوا کند...



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در پنج شنبه 21/2/91 ساعت 6:27 عصر |


L...O...V...E

www.Ghoncheh71.com



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در سه شنبه 19/2/91 ساعت 12:43 عصر |


زندگی چیست؟؟؟

www.Ghoncheh71.com



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در سه شنبه 5/2/91 ساعت 5:40 عصر |


منم زیبا...

منم زیبا


که زیبا بنده ام را دوست می دارم


تو بگشا گوش دل، پروردگارت با تو می گوید


تو را در بیکران دنیای تنهایان


رهایت من نخواهم کرد


تو دعوت کن مرا با خود به اشکی، یا خدایی میهمانم کن

که من چشمان اشک آلوده ات را دوست میدارم

طلب کن خالق خود را، بجو ما را تو خواهی یافت

که عاشق میشوی بر ما و عاشق میشوم بر تو که

وصل عاشق و معشوق هم، آهسته میگویم، خدایی عالمی دارد

تویی زیباتر از خورشید زیبایم، تویی والاترین مهمان دنیایم

که دنیا بی تو چیزی چون تورا کم داشت

وقتی تو را من آفریدم بر خودم احسنت میگفتم

مگر آیا کسی هم با خدایش قهر میگردد؟

هزاران توبه ات را گرچه بشکستی؛ ببینم من تو را از درگهم راندم؟

که میترساندت از من؟ رها کن آن خدای دور؟!

آن نامهربان معبود. آن مخلوق خود را

این منم پروردگار مهربانت.خالقت. اینک صدایم کن مرا. با قطره ی اشکی

به پیش آور دو دست خالی خود را. با زبان بسته ات کاری ندارم

لیک غوغای دل بشکسته ات را من شنیدم

غریب این زمین خاکی ام. آیا عزیزم حاجتی داری؟

بگو جز من کس دیگر نمیفهمد. به نجوایی صدایم کن. بدان آغوش من باز است

قسم بر عاشقان پاک با ایمان

قسم بر اسبهای خسته در میدان

تو را در بهترین اوقات آوردم

قسم بر عصر روشن، تکیه کن بر من

قسم بر روز، هنگامی که عالم را بگیرد نور

قسم بر اختران روشن اما دور، رهایت من نخواهم کرد

برای درک آغوشم، شروع کن، یک قدم با تو

تمام گامهای مانده اش با من

تو بگشا گوش دل پروردگارت با تو میگوید

ترا در بیکران دنیای تنهایان. رهایت من نخواهم کرد


شعر از زنده یاد سهراب سپهری



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در پنج شنبه 24/1/91 ساعت 10:48 عصر |


دو راهی های زمین..

به دو راهی های زمین که می رسم


چشم به آسمان می دوزم


آنجا راه همیشه یکی است....



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در پنج شنبه 24/1/91 ساعت 10:7 عصر |


سنگ تمام

این جا غروب ،

سنگ تمام می گذارد برای تمام ...........


نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در پنج شنبه 24/1/91 ساعت 9:42 عصر |


آن هایی که وقتی هستند....



  1. آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم نیستند . حضور عمده آدم ها مبتنی بر فیزیک است . تنها با لمس ابعاد جسمانی آنهاست که قابل فهم می شوند بنابراین اینان تنها هویت جسمی دارند .



  2. آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند هم نیستند (مردگانی متحرک در جهان خود فروختگانی که هویتشان را به ازای چیزی فانی واگذاشته اند . بی شخصیت اند و بی اعتبار هرگز به چشم نمی آیند مرده و زنده شان یکی است .)



  3. آنهایی که وقتی هستند، هستند وقتی که نیستند هم هستند ( آدم هایی معتبر و با شخصیت کسانی که در بودنشان سرشار از حضورند و در نبودشان هم تاثیر خود را می گذارند کسانی که همواره در خاطر ما می مانند دوستشان داریم و برایشان ارزش قائلیم .)



  4. آنهایی که وقتی هستند، نیستند وقتی که نیستند، هستند (شگفت انگیز ترین آدم ها در زمان بودنشان چنان قدرتمند و با شکوهمند که ما نمی توانیم حضورشان را دریابیم اما وقتی که از پیش ما می روند نرم نرم و آهسته آهسته درک می کنیم . باز می شناسیم ، می فهمیم که آنان چه بودند چه می گفتند و چه می خواستند . ما همیشه عاشق این آدم ها هستیم . هزار حرف داریم برایشان اما وقتی در برابرشان قرار می گیریم ، گویی قفل بر زبانمان می زنند . اختیار از ما سلب می شود . سکوت می کنیم و غرق در حضور آنان مست می شویم و درست در زمانی که می روند یادمان می آید که چه حرف ها داشتیم و نگفتیم . شاید تعداد اینها در زندگی هر کدام از ما به تعداد انگشتان دست هم نرسد . )



دکتر شریعتی



نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در دوشنبه 14/1/91 ساعت 8:22 عصر |


نوروز مبارک...

یادم باشد که زیبایی های کوچک را دوست بدارم حتی اگر در میان زشتی های بزرگ باشند


یادم باشد که دیگران را دوست بدارم آن گونه که هستند ، نه آن گونه که می خواهم باشند


یادم باشد که هرگز خود را از دریچه نگاه دیگران ننگرم



که من اگر خود با خویشتن آشتی نکنم هیچ شخصی نمی تواند مرا با خود آشتی دهد


 


یادم باشد که خودم با خودم مهربان باشم


چرا که شخصی که با خود مهربان نیست نمی تواند با دیگران مهربان باش



نوروز مبارک









نظرات شما  

نوشته شده توسط ღ❤javad❤ღ در یکشنبه 28/12/90 ساعت 3:57 عصر |


   1   2   3      >


RSS